فرهنگ و عاملیت انسانی(مقایسه تطبیقی اسلام و پراگماتیسم)
دكتر خسرو باقری در 25 دي ماه در دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران ، گزيده اي از دستاورد هاي علمي خود از دو دانشگاه کاتولیک آیش تت و کالج فلسفی مونيخ با عنوان "نسبت فرهنگ و عامليت ، بررسي تطبيقي پراگماتيسم و اسلام" در قالب سخنراني ارايه نمودند. ايشان در ابتدای سخنان خود، یاد و خاطره دکتر شریعتمداری را گرامي داشتند و تصريح كردند ايشان شخصيتي بودند که برای اولین بار کتاب های «جان دیویی» را ترجمه کردند و با به وجود آمدن این جریان فکری، تحول عظیمی در عرصه فکری و تعلیم و تربیت ایجاد كردند. دكتر باقري در ادامه از فرهنگ به عنوان یک مفهوم و واقعیت کلان در جامعه ياد كردند. از نظر ايشان، فرهنگ فضای فکری، ارزشی و علمی یک جامعه است و در این میان تربیت ، جریانی محدود در جامعه می باشد. ايشان تصريح كردند نسبت میان فرهنگ و تربیت بحث بسیار چالشی است و شاید بتوان گفت نسبت آنها مثل فیل و فنجان است و سلطه فرهنگ بر تربیت همیشه برقرار است. وی در ادامه اشاره كردند هنگامی که یک کودک متولد می شود فرهنگی ندارد اما وقتی که به اندازه کافی رشد پيدا كرد می گویند كودك تربیت شده است. با این حساب، ما فرهنگ پذیری را تربیت کردن دانسته ایم و سئوال و چالشی که بوجود می آید این است که با وجود اختلافات فرهنگی بسیاری که وجود دارد ، چگونه می توانیم یک تربیت معقول داشته باشیم؟ ايشان فرمودند در اين جلسه، بنده می خواهم این موضوع را از دو منظر پراگماتیسم و اسلام بررسی و مقايسه كنم.
ايشان در ادامه اذعان كردند اولین بار «جان دیویی» اصطلاح پراگماتيسم را در حوزه تعليم و تربیت مطرح کرد. تجربه ( بدون تفكيك ذهن و عين ) سنگ بناست. تجربه در پراگماتيسم به معنی انسان در موقعیتی است که در آن قرار دارد. در پراگماتیسم واقعیت تبدیل به موقعیت شده است و این موقعیت یا عادی است یا مشکل آفرین؛ عمل در پراگماتیسم یعنی تلاش برای تبدیل موقعیت مشکل آفرین به موقعیت عادی؛ در این زمینه جامعه و فرهنگ، مظهر و زمینه ساز عمل جمعی است. عادات عملي و فكري كه فرهنگ به ما ميدهد بايد در جريان عمل و حل مشكل آزموده شوند . در پراگماتيسم فرهنگ، انبان تجربه هاي پيشين است.
دكتر باقري در ادامه اشاره كردند؛ در پراگماتيسم، تربیت یعنی کسب عادات فرهنگی و بازسازی آنها در صورت لزوم؛ معیار ابقا یا تغییرات عادات فرهنگی ، حل مشکل است یعنی در نهایت چیزی که قرار است از فرهنگ باقی بماند یا حذف شود به حل مشکل بر می گردد. «جان دیویی» تربیت را بازسازی تجربه می داند.
ايشان در ادامه اذعان كردند فيلسوف ديگر در حوزه پراگماتیسم ریچارد رورتی است. رورتي جزو نئو پراگماتیست ها است او عقیده دارد تغيير موقعيت با تغيير توصيف ها ملازم است. واژگان نهايي وجود ندارد بلكه همواره توصيفها تجديد ميشوند . واقعيت بايد بيشتر به محاق رود. تجربه عملی در قالب زبان استقرار می یابد. رورتي بر زبان بسیار تأکید می کند و عقیده دارد تغییر موقعیت به معنای تغییر فیزیکی نیست بلکه به معنای توصیف ما از امور است به دلیل این که با زبان و کلمات می توان موقعیت را تغییر داد. رورتی می گوید پراگماتیسم یعنی اینکه با «واقعیت چگونه است» کاری نداشته باشیم بلکه مهم این است که بدانیم چگونه می توان مشکل را حل کرد. بر اساس این نوع از پراگماتیسم، عقل نظری به نفع عقل عملی کنار می رود و علم ترفندي از عمل است. همچنین در این میانه، وفاق جمعی، معیار قبول و رد می شود و فرهنگ و كسب عادات آن بسيار ژرف تر و طولاني است . به عقیده رورتی، انسان یعنی موجودی که با موقعیت نسبت دارد نه با واقعیت
صاحب نظر فلسفه تعليم و تربيت در ادامه تصريح كردند در انديشه رورتی، تربیت دو مرحله اساسی دارد. مرحله اول: فرهنگ پذیری است تا زمان دانشگاه به طول مي انجامد. مرحله دوم: پالایش فرهنگ در دانشگاه است . وجوه مختلف این پالایش هم چنين است؛ زبانی + هرمنوتیکی ؛ (یعنی تبدیل فرهنگ نا آشنا به فرهنگ آشنا) + شاعرانه ؛ (استعاره ژرف ؛ تبديل آشنا به ناآشنا )
دكتر باقری در ادامه مباحث خود به موضوع نسبت فرهنگ با تربیت از منظر اندیشه اسلامی پرداختند و تصريح كردند الگوی انسان دانا، تحت تأثیر یونان به اندیشه اسلامی راه یافت. در تاریخ اسلام، عاملیت انسان به دو گونه نفی و اثبات شد. معتزله/ اشاعره به اكتساب عمل نه عامليت باور داشتند اما خوارج و شيعه به عمل و انتخاب اهميت ميدادند. نزد فیلسوفان مسلمان، عقل نظری و عملی پذیرفته می شود اما غلبه با عقل نظري است. در انديشه اسلامي، شناخت واقعيتها توأم با اقرار به دشواري شناخت واقعيت ها است و واقعیت گرایی ملازم با اعتقادات صحیح دینی است. از نظر صدرا "صيروره الانسان عالما عقليا مضاهيا للعالم عيني " است. فرهنگ گرایی در اسلام بسیار قوی و جزو اشتراکات پراگماتیسم و اسلام است. در اسلام، غلبه فرهنگ گرایی به عاملیت (نقل گرايي در سنت + اجتهاد ) رخ داده است به همین دلیل سنت گرامی داشته می شود اما این اندیشه اسلامی نیاز به بازنگری دارد.
این پژوهشگر حوزه فلسفه توضیح داد: بنده در ادامه به اقتضائات این بازنگری اشاره می کنم. باید توجه داشته باشیم که حریم واقعیت در کنار موقعیت حفظ شود. همچنین عقل نظری در کنار عقل عملی بدون کاهش یکی به دیگری قرار بگیرد این در حالی است که در گذشته بهای اصلی به عقل نظری داده می شد. خلاصه اینکه ما باید قبول کنیم که با یک سری واقعیت مواجهیم که برخی از آنها عملی و برخی نظری است. همچنین درستی افکار ما به صید واقعیت است و حل مشکل وفاق جمعی تنها یک علامه و نشانه است ولی تنها نشانه نیست و قطعیتی در این باره وجود ندارد. به بیان دیگر، واقعیت در تلاش سازه گرایانه انسان و با آن صید می شود. انسان با عمل خود هویت خود را رقم می زند و همواره مسئول است. بنابراین عاملیت انسان تجویزی نیست. عمل هم، هم فردی است و هم جمعی، درست مانند هویت. فرهنگ ، عاملیت انسان را نمی تواند هضم کند اما می تواند آن را جهت دهد. بنابراین تربیت، عمل فرهنگ در انسان نیست بلکه عمل مطلوب انسان در فرهنگ است. عمل مطلوب هم با نظر به واقعیت هستی و حضور در موقعیت مشخص می شود. بنابراین فرهنگ تغذیه کننده و تغذیه شونده با تربیت خواهد بود.
باقری در ادامه تصريح كردند تقابل عاملیت یا ساختار کاذب است چون انسان همواره عامل است. از عاملیت در ساختار بايد گفت چون عامليت بدون ساختار ، وهم آلود و ساختار بدون عامليت وهن آميز (نفي مسؤليت ) است. با قبول هر دو عنصر فرهنگ و عاملیت، رابطه تناوبی میان آنها قابل قبول نیست یعنی این گونه نیست که نخست انسان از فرهنگ انباشته شود و آنگاه به ظهور عاملیت برسد. عاملیت البته از نقطه صفر به طور كامل موجود نيست اما وقتي موجود شد رابطه ای در هم تنیده با فرهنگ دارد. بر این اساس عاملیت انسان توصیفی است نه تجویزی، آنچه تجویزی است عاملیت مطلوب یا تعامل مطلوب است و تربیت با عاملیت و تعامل مطلوب سروکار دارد.
دكتر باقري در انتهاي سخنان خود فرمودند فرهنگ ها با عاملیت به شیوه های مختلف برخورد می کنند؛ یا آنها را سرکوب می کنند یا آنها را مهار و با آگاهی کاذب آن را جهت دهی می کنند که اغلب هم منجر به تبعیت و نقد می شود و یا اینکه رابطه دوسویه با عاملیت برقرار می کنند که منجر به بازسازی مداوم فرهنگ و تربیت می شود. رابطه دو سويه با عامليت همان شکل مطلوب است که خیلی هزینه بر است و معمولا اتفاق نمی افتد و ما معمولا در دو گزینه اول كه شامل سركوب و مهار است گرفتار می شویم.