گزارشي از سخنراني دكتر خسرو باقري در همايش
"هويت معلمي از جنس دكتر شكوهي"
دكترخسرو باقري در روز دوشنبه 17 آبان ماه در پرديس نسيبه دانشگاه فرهنگيان در همايش " هويت معلمي از جنس دكتر شكوهي " به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان در ابتداي سخنراني خود فرمودند؛ فرصت مغتني است در باب دكتر شكوهي سخناني بيان كنم بر اين مبنا، محتواي سخنراني خود را بر حقهايي كه دكتر شكوهي بر ما دارند انتخاب نمودم .
دكتر باقري در ادامه بيان كردند كساني كه كارهاي بزرگ انجام ميدهند حق بر ديگران دارند . اما چه حقي دكتر شكوهي بر ما دارد اين حق را در 3 نكته بيان ميكنم.
1-ستايش : بايد بزرگي كه دكتر شكوهي در خود ايجاد كرد را ستايش كنيم
2-زايش: ما بايد شكوهي بسازيم. ما او را تكثير كنيم و به وجود بياوريم.
3-پالايش: بايد از شكوهي درگذريم و حتي از او فراتر برويم. مثلا اگر دكتر شكوهي بيست سال ديگر زنده بود قطعا از آنچه بود فراتر مي رفت. اگر بخواهيم حق دكتر شكوهي را ادا كنيم بايد مسيري كه او ميخواست را بپيماييم و از او فراتر رويم.
در حق اول كه ستايش هست بايد گفت شكوه شكوهي در چيست؟ ما بايد رمزگشايي كنيم . جناب دكتر شكوهي با معلمي يگانه شد . معلمي در شخصيت او رسوخ كرده بود. حق دوم دكتر شكوهي اين است زايش صورت بگيرد . براي اينكه اين حق را ادا كنيم براي معلمان ما چه مانع هايي وجود دارند كه شكوهي بشوند . ما بايد مانعها را شناسايي كنيم و بر آن غلبه كنيم در اين صورت ، ما ميتوانيم زايش را انجام بدهيم.
دكتر باقري 4 مانع را معرفي كردند . از نظر ايشان، اولين مانع اين است كه معلم برون نگر باشد. يعني معلمي را براي ديگران انجام دهيم نه براي خود؛ اين برون نگري يك مانع است . معلم بايد لايه دروني را ببيند . معلم ببيند معلمي با او چه ميكند . اين عمل باعث ميشود معلم هويت خويش را بسازد . شكوهي لايه دروني را دريافت. معلم بايد ببيند با خودش دارد چه ميكند؟
مانع دوم، ديد ابزارنگري به شاگردان است. يعني شاگردان را بهانه اي براي معيشت يا اشتغال بدانند. اين مانعي است تا اينكه معلم خوب نشويم. در آثار دكتر شكوهي چنين آمده است: ديگري را به عنوان غايت ببينيم نه به عنوان وسيله و ابزار؛ اگر اين دغدغه غايت وجود داشته باشد اين معلم مي تواند شكوهي بشود.
مانع سوم عمل زدگي است. دكتر شكوهي متفكر بود. معلم لازم است ژرف انديش و متفكر باشد. معلمان هر روز بايد در مورد چيستي تربيت فكر كنند . معلماني كه در مورد كارشان تفكر و تدبر ندارند دچار عمل زدگي شده اند.
مانع چهارم: افتادن در پارادوكس ؛ معلمان امروزي ما از مشكلات معيشتي و اقتصادي شكايت دارند . در بعضي موارد هم حق با معلمان است اما دكتر شكوهي با وجود تمام مشكلات اقتصادي و معيشتي ، معلمي ميكرد. معلمان تا بر پارادوكسها غلبه نكنند نمي توانند معلمي كنند.
همچنين دكتر باقري در ادامه سخنراني خويش 3 مولفه را ذكر كردند كه ميتواند رشد معلمان را متوقف كند .
1-تقليد
مثلا از نفوذ كلام و شخصيت ديگران تقليد كنيم . نبايد در ظواهر تقليد كنيم بلكه بايد انسان خودش باشد . چون اين اصالت و هويت فردي است كه ما را ميسازد. بنابراين از تقليد بايد پرهيز كنيم .
2-تكرار
ما نبايد بطور مستمر ، سخنان ديگران را تكرار كنيم . بلكه بايد نظرات را بسط و گسترش و بازسازي كنيم. چون تكرار محض، ملال آور است. بايد در انديشه بسط دادن باشيم . در اين راه، خلاقيت لازم است تا بتوانيم حق پالايش را ادا كنيم.
3- تقديس
سومين آفت، تقديس است. يعني انديشه و نظرات ديگران را هميشه مقدس بشماريم . چاره كار اين است هميشه بن بست ها و محدويتها را شناسايي و نقادي كنيم.
دكتر باقري در پايان سخنراني خويش تصريح كردند ما بايد حق بزرگان از جمله دكتر شكوهي را ادا كنيم . اين حق فقط در ستايش نيست بلكه زايش و پالايش از ديگر حق ها است.
گزارش از خانم نجمه احمدآبادی دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحپور