دكتر خسرو باقري در 20 ارديبهشت ماه 1396 در نشست هم انديشي اساتيد با عنوان " جايگاه تفكر در قلمرو تعليم و تربيت" در دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي مشهد به ايراد سخنراني پرداختند. ايشان در ابتداي سخنراني خاطرنشان كردند همه ما اذعان داريم تفكر مسئله مهمي است و پرورش تفكر ، اغلب در اهداف تعليم و تربيت ذكر ميشود اين هدف، مورد توجه خاص همه نظامهاي تربيتي است اما سهل الوصول نيست. تفكر هم مطلوب است و هم به عبارتي خطرناك ميتواند باشد. تفكر ميتواند هم به نقادي منجر شود و هم به تزلزل در باورهايي كه وجود دارد بشود .
پرداختن به تفكر اهميت دارد از لحاظ اينكه از جنبه زينتي آن بايد دور شويم . بر اين اساس بايد بدانيم تفكر چيست ؟ ضرورت آن چيست و چه لوازمي دارد ؟
دكتر باقري در ادامه به تعريف تفكر پرداختند و اذعان كردند تفكر ويژگي انسان است. انسان تنها حيواني است كه نطق دارد . نطق هم مفهوم زبان و هم مفهوم تفكر را در بر دارد. انحصاري بودن هر دو در انسان، قابل توجه است. يعني تنها انسان ، سخن مي گويد و تنها انسان مي انديشد. زبان و تفكر، ارتباطي وثيق دارد و هر دو اختصاص به انسان دارد. انسان با در اختيار داشتن زبان و مفهوم پردازي ، تفكر مي كند . اينجاست كه زبان در تفكر ، نقش مهمي دارد بخاطر قالب هاي سيال و شناور در قالب مفاهيم ، مثلاً وقتي انسانها با پديده اي روبرو ميشوند آن را در قالب مفاهيم مختلف پي ريزي مي كنند بعد به آنها حالت منظم و سيستماتيك مي دهند و اينجاست كه يك بعد وسعت بخشي و يك بعد عمق بخشي به پديده ها مطرح است. بر اين اساس، تفكر يك فعاليت ذهني است كه با كمك گرفتن از مفاهيم در قالب زبان مطرح ميشود در دو حركت افقي (شبكه هاي مفهومي) و حركت عمودي(راه يافتن به وجوه پنهان و عبور از ظاهر) براي همين است كه انسانهاي متفكر ، انسانهاي عميق هستند.
از نظر ايشان، همه تفكرها راه ياب نيستند يعني خوب پيش نمي روند مثل تفكر گسيخته كه در روان شناسي نيز به روياهاي روزانه تعبير ميشود.
دكتر باقري در ادامه تصريح كردند پيشرفتهايي كه در قرون اخير در علوم تجربي رخ داده است نشان ميدهد دانشمندان علوم تجربي ، بهتر فكر مي كنند . جان ديوئي هم در نظريه خود نشان دارد تفكر علمي چگونه انجام ميشود و داراي چه مراحلي است؟
از نظر دكتر باقري ، تفكر به درد تعليم و تربيت مي خورد و مدارس مي توانند از مدلهاي تفكر استفاده كنند تا دانش آموزان را به طرز فكر صحيح مسلح كنند لذا مشكلاتي در اين تلاش وجود دارد از جمله ؛ در مدارس و محيط هاي آموزشي و تربيتي ، مدت مديدي است انسان ها آمده اند نتايج تفكرات مفيد را به بچه ها آموزش داده اند كه به دانش تعبير ميشود و عده اي گفتند بايد دانش آموزان را با نتايج تفكر آشنا كنيم و دانش را در اختيار آنها بگذاريم .اين روند ، اختلال ايجاد ميكند چون آموختن دانش، مانع تفكر ميشود . مثلاً الان در مراكز آموزشي، با انبوهي از حجم كتابها روبرو هستيم كه مانع تفكر ميشود چون تعليم و تربيت سنتي به دانش توجه كرده است . اما در نقطه مقابل ، تعليم و تربيت جديد معتقد است ما بجاي آنكه دانش را ارائه كنيم بايد بتوانيم روش تفكر به افراد بدهيم . بهتر هست خودشان فكر كنند . در اين نظريه ، معلم انباري از اطلاعات نيست بلكه راهنمايي است كه در كنار دانش آموز است. بر اين مبنا ، مدارس جديدي تأسيس شد كه ديگر در مدارس درس نمي دادند بلكه روش حل مسئله را ياد مي دادند و دانش آموز به منزله دانشمند تلقي ميشد.
از نظر دكتر باقري، هم شيوه اول ( تعليم و تربيت سنتي و انتقال دانش ) و هم شيوه دوم (تعليم و تربيت جديد و روش حل مسئله ) هر دو ناهنجاريهايي دارد . در شيوه اول تحميل و اجبار را شاهد هستيم ، حجم مطالب درسي زياد است. دانش آموزان حامل دانش هستند . به ابداع و ابتكار منجر نميشود و...... در شيوه دوم نيز ، به روش محوري صرف تأكيد شده است و از ميراث دانش بشري غفلت شده است .
ايشان در ادامه اذعان كردند تفكر با توجه به اينكه مطلوب هست اما به چنگ آوردن آن سخت است. در مسئله تفكر ، فرهنگها و ارزشها اهميت دارد اما بعضي ارزشها، ميتواند مانع تفكر شود . مثلا اطاعت يكي از جوانب زندگي اجتماعي است. اطاعت از قانون ، اطاعت از حاكم و... اما در تعليم و تربيت ، بعضي مواقع خود اين ارزشها مي تواند مانع تفكر باشد مثلا اطاعت از معلم ، مانع تفكر و نقادي دانش آموز ميشود و در سطوح پايين تر آموزش و پرورش يعني مقطع ابتدايي اين مؤلفه را بيشتر شاهد هستيم.
بنابراين اگر در تربيت، اضلاع سه گانه را در نظر بگيريم دانشجو، فرهنگ ديني و تربيت ؛ هر كدام از اين اضلاع ميتواند هم حالت بهينه داشته باشد و هم حالت اختلالي داشته باشد و مانع تفكر شود . در آموزه هاي اسلامي ، در حالت بهينه مواردي وجود دارد از جمله
1-باز بودن نسبت به انديشه ها، ارزش دانشي و فرهنگي است . اين ارزش ، مشوق تفكر است چون افراد بايد قدرت نقد و ارزيابي را داشته باشند .
2-سخن محوري اهميت دارد ؛ سخن مهم است نه سخنگو ، چه چيزي گفته ميشود ارجح دارد نه اينكه منحصراً چه كسي گفته است .
3-برهان محوري ، در قرآن نيز به اين مؤلفه اشاره شده است قل هاتوا برهانكم ، بنابراين سخن ها را بر اساس دلايل بايد ارزيابي كرد.
4-علم محوري : بعضي موارد پشتوانه علمي دارد اما بعضي موارد بر مبناي حدس، گمان و ظن است.
5-اخلاق محوري : تفكر جنبه اخلاقي دارد. بعضي مسائل اخلاقي با تفكر ارتباط دارد . مثلاً در انتقاد از ديگران انصاف داشته باشيم.
6-امانت ورزي علمي : اين مؤلفه يكي از مهمترين مسائل علمي است . امروزه متاسفانه شاهد گرفتاري در اين زمينه هستيم.
در نقطه مقابل اين حالت هاي بهينه ، مشكلات و آسيب هايي نيز وجود دارد از جمله بسته بودن و خود بسندگي ، تك گويي، سخنگو محوري، تعصب ورزي، حزب گرايي ، خرافه گرايي ، سرقت علمي ، بي انصافي علمي و.... هر چه به اين موارد گرفتار باشيم به همان اندازه از تفكر دور خواهيم بود.
دكتر باقري در پايان سخنراني تصريح كردند ضلع دوم رابطه دانشجو با تربيت است. بايد ماهيت تربيت را توجه كنيم . گاهي اوقات تصور ما از تربيت اشتباه است كه مانع تفكر ميشود. در معناي صحيح، تربيت يك جريان تعاملي است و كار يك طرفه نيست همچنان كه بعضي ها معتقدند كار مربي تربيت است و يك طرفه- بلكه بايد در تربيت ، متربي را به عنوان انسان عامل در نظر بگيريم تا بتواند هويت خود را بسازد . در ضلع سوم، تربيت با فرهنگ ديني مناسبت دارد كه به ايمان تعبير ميشود . ايمان يك تحول دروني است. ايمان مستلزم فهم عقلاني است . لا اكراه في الذين قد تبيين الرشد –چرا اجبار در دين نيست چون عقلانيت و تبيين وجود دارد.
این گزارش توسط خانم احمدآبادی آرانی، دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، تهیه شده است.
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحپور