دكتر خسرو باقري در دانشگاه مازندران با عنوان «اخلاق در آموزش » به ايراد سخنراني پرداختند . ايشان در ابتداي بيانات خود ، عيد سعيد مبعث را تبريك گفتند و خاطر نشان كردند مبعث ميتواند تذكري براي ما باشد براي اينكه نيازمند بعثت اخلاقي هستيم چون در جامعه ما، دشواريهاي اخلاقي روزافزوني وجود دارد و ما دانشگاهيان، جزء اولين كساني هستيم كه انتظار ميرود اين مشكلات و ناهنجاريها را چاره سازي كنيم و از اين جهت بايد بتوانيم نقش خيزش اخلاقي را ايفا كنيم . ايشان در ادامه تصريح كردند در باب اخلاق آموزش ، نكاتي وجود دارد كه بايد مطرح شود و اينكه چرا بايد به اخلاق آموزش پرداخت مهم است چون صداي پاي بحران اخلاقي شنيده ميشود.
دكتر باقري اذعان كردند بحران نقطه حساس و خطر آفرين است و با توجه به اينكه، در جامعه ما ارزشها و آرمانهاي اسلامي وجود دارد بر اين اساس نبايد فاصله عظيمي با آن داشته باشيم و سوال اين است سهم تعليم و تربيت در اين بحران اخلاقي چيست؟ ما دانشگاهيان چقدر مي توانيم به بحران اخلاقي دامن زنيم ؟ و ما در ايجاد و رفع آن چه نقشي داريم؟ به نظر ميرسد معلم ، استاد و حتي كاركنان به طور ضمني مي توانند در ايجاد بحران نقش داشته باشند چون محيط هاي تربيتي بالصراحه محيط هاي اخلاقي اند پس اگر بحران ايجاد ميشود بصورت ضمني است .
دكتر باقري در ادامه تصريح كردند اما اگر بخواهيم به ايفاي نقش در رفع بحران بپردازيم اول بايد به تعريف چند اصطلاح اصلي پرداخت .
اخلاق چيست و چه تعريفي دارد ؟ اخلاق فعاليتي است در فضاي درون فردي براي تنظيم روابط با خود و ديگران بر حسب ارزشهاي خوب و بد – اخلاق در درون انسان جريان دارد . كنه و ريشه اخلاق در درون انسان است. از قديم هم گفته شده است وجدان محكمه دروني و كارخانه اخلاق است.
اما تربيت چيست و چه معنايي دارد ؟ تربيت فعاليتي در فضاي بين فردي اما براي رشد و تحول دروني فرد صورت مي گيرد. تربيت يك جريان تعاملي و دو قطبي است ميان مادر و فرزند ، معلم و شاگرد و.... در صورتي كه اخلاق فردي است.
اگر بخواهيم آموزش را معنا كنيم تعريف چيست؟ آموزش طيفي است از آموزش و پرورش . اين مفهوم چالش برانگيز است . رابطه آموزش و پرورش يك رابطه طيفي است . دو قطب هستند اما گسيخته و منفصل نيست . مثلاً معلم فيزيك نمي تواند بگويد من در آموزشم كار به اخلاق ندارم چون به محض اينكه وارد محيط تربيتي و آموزشي شديم آنجا يك محيط اخلاقي است اما دوزش فرق دارد. با اين اوصاف، ما هم در ايجاد بحران و يا رفع بحران نقش داريم پس ما نبايد خودمان را از اخلاق به دور بداريم . بر اين اساس اخلاق آموزش چه مفهومي دارد ؟ اخلاق آموزش فعاليتي است در فضاي درون فردي كه معلم براي تنظيم روابطش با شاگرد بر حسب ارزشهاي خوب يا بد تعريف ميشود.
دكتر باقري در ادامه تصريح كردند فرهنگ اجتماعي نيز با بحث اخلاق و تربيت مرتبط است . فرهنگ چارچوب كلان اخلاق و تربيت هست. فرهنگ برآيند كل جامعه است. فرهنگ با تربيت و اخلاق يك رابطه عميق دارد . تربيت و اخلاق در دامن فرهنگ رشد ميكند.
اخلاق در جامعه ضروري و حياتي است يعني حيات جمعي بشر با اخلاق گره خورده است. اخلاق بزرگتر از دين است چون يك جامعه بي دين نيز بدون اخلاق نيست و به اخلاق نياز دارد.
ايشان در ادامه سخنراني خود اذعان كردند يك رابطه متقابل بين فرهنگ و تربيت وجود دارد . ابتدا فرهنگ ، تربيت را بزرگ مي كند مثل مادر فرزند را ولي در مرحله بعد، تربيت فرهنگ را اصلاح مي كند پس وقتي تربيت شكل گرفت بايد بتواند فرهنگ را اصلاح كند.
دكتر باقري در پايان سخنراني خود خاطرنشان كردند : نكته اولي كه بايد در اخلاق آموزش بكار بنديم انواع الزامها در رفتار هاي بشري است. چون الزام يا دروني است و يا بيروني . الزام بيروني قانوني است كه در محكمه هاي عمومي اجرا ميشود و لازمه حيات بشري است.
اما الزام دروني يعني از درون افراد بايد سر برآورد و محكمه آن در در درون انسان وجود دارد . از ميان الزام بيروني يا دروني كدام مرجح است؟ و يا به تنهايي كدام برتر است؟ مسلماً هر دو محسناتي دارد . قانون بدون اخلاق، نظم اجتماعي را ايجاد مي كند اما مفرها را نمي تواند بگيرد چون مشكل در بحرانها آشكار ميشود اما اگر اخلاق بدون قانون را نيز انتخاب كنيم آشوب اجتماعي را در بر دارد ولي استثنائاتي خواهد داشت. اما اگر حالت مطلوب را در نظر گيريم هم الزام بيروني و هم الزام دروني لازم است و هر دو تؤامان بايد باشد.
در پايان سخنراني آقاي دكتر باقري ، بحث و گفتگو با اعضاي هيات علمي دانشگاه مازندران صورت پذيرفت و جلسه بصورت پرسش و پاسخ ادامه يافت .
تهیه گزارش: نجمه احمدآبادی آرانی؛ دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحپور